جهان سوم در میانه جنگ سرد: تاثیر سیاسی شدن بر جهانی شدن کشورهای در حال توسعه
دوره 2، شماره 2، 1404، صفحات 303 - 317
1- کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
چکیده :
پدیده جهانیشدن در قرن بیستم، فراتر از ابعاد اقتصادی صرف، ریشه در رقابتهای استراتژیک دوران جنگ سرد دارد. این مقاله به بررسی تأثیر سیاسی شدن بر فرایند جهانیشدن در کشورهای در حال توسعه یا همان جهان سوم میپردازد. در این دوران، جهانیشدن نه به عنوان یک جریان خودجوش بازار، بلکه به مثابه ابزاری ژئوپلیتیک تحت هدایت ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ظاهر شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاسی شدن تمامی ابعاد حیات اجتماعی و اقتصادی، مسیر ادغام کشورهای در حال توسعه را در نظام جهانی به گونهای بازگشتناپذیر تغییر داد. این فرآیند از طریق نهادهای مالی بینالمللی، کمکهای خارجی و جنگهای نیابتی، ساختارهای حاکمیتی جهان سوم را تحت تأثیر قرار داد. در حالی که برخی مناطق مانند شرق آسیا توانستند از این فضای قطببندی برای صنعتیشدن استفاده کنند، بسیاری از مناطق دیگر با بدهیهای پایدار و تخریب زیرساختها روبرو شدند. این مقاله با تبارشناسی مفاهیم نوسازی و وابستگی، نشان میدهد که چگونه رقابت دو ابرقدرت باعث شد جهانیشدن در قالب یک گونه جدید از جریانهای فرامرزی سیاسی شکل بگیرد. در نهایت، میراث این دوران در قالب نابرابریهای ساختاری و چالشهای حکمرانی در قرن بیست و یکم بازخوانی شده است تا تداوم منطق جنگ سرد در قالبهای نوین تحلیل شود. این پژوهش بر ضرورت درک پیوند میان سیاست بینالملل و الگوهای توسعه اقتصادی تأکید دارد و نشان میدهد که جهانیشدن در جهان سوم، داستانی از انطباق و مقاومت در برابر هژمونی قدرتهای بزرگ است.
کلمات کلیدی :